دانلود کتاب عشق دوباره اثر دانیل استیل

کتابهای مرتبط

توضیحــات تاریخ ارسال : (تیر ۱۵, ۱۳۹۱)

عشق دوباره – هر شهری در زمانی از سال به کمال نزدیک میشود : پس از گرمای تابستان , پیش از سرمای زمستان و قبل از که برف و باران به تصور درآید . زمانی که چون هوا رو به خنکی می گذارد , همچون کریستالی شفاف به نظر می آید , زمانی که آسمان همچنان آبی روشن است , بار دیگر لباس پشمی پوشیدن احساس خوبی به انسان می دهد ، و بیش از ماههای گذشته سریعتر گام بر میدارد . زمانی برای باز زیستن ، نقشه کشیدن ، عمل کردن ، بودن . زمانی چون ادغام سپتامبردر اکتبر . در این زمان زنها جلوه بهتری دارند و مردان نیز احساس بهتری . حتی کودکان هم به وقت بازگشت به مدرسه ، در پاریس یا نیویورک یا سان فرانسیسکو ، نرم و شکننده مینمایند . شاید در رم شدت تمامی این موارد بیشتر باشد . پس از ماهای کند تابستان که با سرو صدا و شلوغیهای در حاشیه پاتوقهای قدیمی سپری شد ، از میدان شهر گرفته تا مارینا پیکولا در شهر کاپری ، همه برای در کردن خستگی یا به حمامهای طبیعی ایسکیا رفته بودن ، یا از روزهای آفتابی سان رمو لذت میبردند ، یا به طور معمول از سواحل عمومی استیا . اما در اوخر سپتامبر همه چیز پایان یافته و پاییز از راه می رسید . ماه داد و ستد گونه ، ماهی زیبا ، که برای سر زندگی احساس خوشی را به وجود می آورد .

 

ایزایلادی سان گرگوریو با آرامش در صندلی عقب لیمو زین نشسته بود . لبخند بر لبهایش داشت . چشمهای سیاهش می رقصیدند . موهای براق مشکیش دو شانه ی درشت از جنس لاک سنگ پشت ، از صورتش دور ساخته بودند ، و رهگذرانی که از عرض خیابانها با عجله عبور می کردند را تماشا می کرد . ترافیک هم مانند ترافیک همیشگی شهر رم بود : وحشتناک ! او عادت داشت ، تمام زندگیش را در این شهر گذرانده بود ، به استثنای بازدیدهای گه گاهش از خانواده مادری ساکن در پاریس …

افزودن نــسخه صوتی

افـــزودن تصویر

افزودن برچسب

نــظرات کاربــران

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.