دانلود کتاب رمان جهالت

کتابهای مرتبط

توضیحــات تاریخ ارسال : (خرداد ۷, ۱۳۹۲)

ایرنا و یوزف، دو مهاجر چک‌ که‌ پس‌ از فروپاشی‌ بلوک‌ شرق، پس‌ از بیست‌ سال‌ به‌ کشور خود باز می‌گردند، در فرودگاه‌ پاریس‌ با هم‌ ملاقات‌ می‌کنند. ایرنا به‌ یاد می‌آورد که‌ زمانی‌ در جوانی، عاشق‌ یوزف‌ بوده. اما یوزف‌ هیچ‌ خاطره‌ای‌ از ایرنا ندارد. در خلال‌ این‌ ملاقات‌ عاشقانه، روشن‌ می‌شود که‌ حتا خودشان‌ هم‌ به‌ یاد نمی‌آورند که‌ بوده‌اند و اکنون‌ که‌ هستند.
پس‌زمینه‌ی ماجراهای داستان جهالت «نوستالژی» است: درد ناآگاهی. ایرنا و یوزف (دو شخصیت اصلی داستان) پس از یک مهاجرت طولانی به وطن باز می‌گردند و به یک‌دیگر برمی‌خورند. آن‌چه همواره در دوران مهاجرت آن‌ها را آزار می‌دهد «نوستالژی» است: دانستن این که از آن‌چه دور از آن‌هاست بی‌خبرند. کوندرا در این داستان گذری به داستان «ادیسه» می‌زند: “حماسه‌ای که بنیان‌گذار نوستالژی شد و در اوان زایش فرهنگ باستانی یونان به دنیا آمد. اولیس بزرگ‌ترین ماجراجوی تمام اعصار، به جنگ «تروا» رفت و ده سال جنگید و سپس شتافت تا به سرزمین مادری‌اش «ایتاکا» برگردد. اما دسیسه‌ی خدایان سفرش را طولانی کرد. ۳ سال اول سفر پر از ماجراهای خارق‌العاده بود و سپس، به عنوان گروگان در کنار پری‌ای به نام «کالیپسو» سرکرد که چنان عاشق و گرفتار اولیس بود که نمی‌گذاشت او را ترک کند. در طول ۲۰ سال غیبت اولیس اهالی ایتاکا (زادگاهش) خاطرات زیادی از او را در یاد نگه داشته بودند اما دل‌تنگش نمی‌شدند… .

افزودن نــسخه صوتی

افـــزودن تصویر

افزودن برچسب

نــظرات کاربــران

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.