::: سـخـن روز : شجاعت یعنی : بترس ، بلرز ، ولی یک قدم بردار . .

موضوعات

تبلیغات

دانلود کتاب پدر مادر ما متهمیم

نام نویسنده : دکتر علی شریعتی
زبان : پارسی
تعداد صفحه : 30
قالب : PDF
حجم : 285 KB
دانلود کتاب پدر مادر ما متهمیم
:::: توضیحات :
1 Star2 Stars3 Stars4 Stars5 Stars 55 امتیاز
Loading...

خواهش می کنم اگر در سخن تند من، در انتقادهاى زننده و تیز و صریح من، تلخى یى وجود دارد، این تلخى را بر من ببخشید، اگر معتقدید و مى بینید که در آن حقیقتى هست. زیرا مصلحت گویى خوشایند است و فریب دادن و دروغ بافتن و تایید و تعریف کردن شیرین، اما حقیقت تلخ است و بگذارید بجاى تخدیر درد و کتمان بیمارى و دل خوشکنک هاى آرام کننده، روى در روى این بیمار بایستیم، و، تلخ و تند و راست و صاف، بگوییم که: “عقده هاى سرطان در خونت، در اعماق مغزت و دهلیزهاى قلبت رخنه کرده و سخت پیش رفته است، فرصت کم است و فاجعه سنگین”!…
به سخنم آنچنانچه قرآن مى گوید گوش کنید: “فبشر عبادالذین یستمعون القول فیتبعون احسنه” (مژده ده بندگانى را که به حرف گوش مى کنند و بعد هرچه را درست تر یافتند تایید مى کنند و دنبالش را مى گیرند)، “اولئک الذین هدیهم الله و اولئک هم اولواالالباب” (اینهایند آدمهایى که خدا به راهشان آورده و اینهایند که شعور دارند).
من آمده ام به نمایندگى-این طبقه تحصیل کرده بى دین- نه تنها بى دین و بیگانه با دین شما، بلکه بیزار از دین و عقده دار نسبت به مذهب، و فرارى، که به هر مکتبى، به هر شعارى و به هر فلسفه دیگرى متوسل مى شود و پناه می برد، از ترس مذهب شما- به نمایندگى از اینها، به شما که مسوول مذهب و ایمان خودتان و و زمان خودتان، خانواده خودتان و جامعه خودتان هستید، بگویم: براى چه طبقه من و گروه من از شما بیزار شده، از شما بیگانه شده و شما با او بیگانه هستید و نمى توانید با هم یک کلمه سخن بگویید؟ به مادرها بگویم که براى چه دختر شما نمى تواند با شما حرف بزند و شما هم نمى توانید با دخترتان حرف بزنید،…

و به پدرها بگویم که فرزند شما نه به عنوان یک فساد اخلاقى، بلکه با دلایل و علل فکرى و اعتقادى، از شما فرار کرده و با شما بیگانه شده است. و همچنین بر سر شما بعنوان معتقدان امروز به اسلام و تشیع، و بعنوان کسانیکه در عصر لامذهبى و بى ایمانى در جهان، ایمانتان را نگه داشته اید و مدعى حفظ اعتقاد و عمل به دینتان هستید، بنابر این مسوولیت شیعه بودن و مسلمان بودن و دین دار بودن دارید و به تصریح قرآن هم در راه نجات خود و هم خاندان و فرزندانتان باید بکوشید، فریاد زنم که: “قوا انفسکم و اهلیکم نارا”! ( خودتان را و اهلتان را از آتش نگاه دارید!) من آمده ام اتهامات گروهى را که پسر شما و دختر شما است (بعنوان نماینده آنها) بخود شما بگویم، و این نمایندگى را از من بپذیرید، براى اینکه من نه با آنها همفکر هستم که به نفع آنها و طبق عقاید آنها صحبت کنم، و نه هم در گروه شما و در این طبقه شما وابستگى دارم تا به مصلحت شما و اوضاع و احوال اینجا صحبت بکنم…
اى پدر من، اى مادر من!
دین تو، مذهب تو و همه اعمالى که بنام دین و مذهب انجام می دهى و همه عقایدى که که بنام دین و مذهب دارى، همه اش بیهوده و زیان آور است!
اى پدر من، اى مادر من!
دین تو، مذهب تو و همه اعمالى که بنام دین و مذهب انجام می دهى و همه عقایدى که که بنام دین و مذهب دارى، همه اش بیهوده و زیان آور است!
… دین تو عبارت است از یک نیرویى که ترا از دنیا و از پیش از مرگ غافل مى کند و همه دلهره و وسواس و ترس و کوشش و مسوولیت و تلاش ترا متوجه مرگ و بعداز مرگ مى کند، و من بعنوان جوان امروز، روشنفکر امروز، تحصیل کرده امروز، به “پیش از مرگ” کار دارم، و دین تو هیچ سخنى درباره پیش از مرگ بمن نگفته، به تو هم نگفته، تو هم نمى دانى، تو مى گویى: این عقاید و اعمال دینى من به این درد مى خورد که جواب نکیر و منکر را بدهم، وقتى سرم را در گور، برخشت و خاک لحد گذاشتم، در آنجا فوائدش روشن مى شود،…
مى گویم راست است، اما براى پیش از مرگ ( که ما در ذلت و فقر و نیازمندى جان مى دهیم) دین تو چه دارد؟ هیچ چیز! تو در آتش مى سوزى و مردم تو و هم نژادهاى تو و مردم جهان و نوع انسان در آتش زندگى مى سوزند و تو احساس گرما هم نمى کنى! و بعد شبها و روزها تمام گریه و اضطراب تو از تصور زبانه آتش قیامت و عذاب پس از مرگ است! و من! آتشى که اکنون بر بشریت نازل شده و من و تو و او و همه در آن مى سوزیم، کار دارم و در جستجوى آنم که چه عاملى و چه آبى این زبانه را اطفا مى کند؟…
این دین فقط تو را باید نجات بدهد، من دنبال دینى و ایمانى می گردم که بشریت را نجات بدهد و حتى خود من هم فدایش بشوم. دینى که براى نجات جامعه بکوشد و “من” را قربانى “ما” کند.
بابا، مامان،
من با تو خیلى فرق دارم، خدایى که تو و کسانى مثل تو مى اندیشند و مى سازند، خدایى است که مسوولیت هاى ترا، اراده ترا، و همه وظیفه هاى انسانى ترا در این دنیا و در جامعه و در برابر مردم تکفل مى کند، و تو با چاپلوسى و نذر و نیاز به آن خدا، خودت را از عواقب هر جرمى و جنایتى معاف مى بینى! درست مثل زندگى اجتماعیت است که هر وقت کارت گیر مى کند، حقه بازى مى کنى. یک قانون مالیاتى وضع مى شود، یک حکم قضایى و حقوقى از دادگسترى برایت مى آید، این را مى بینى، آنرا مى پزى، تملق مى گویى، تلفن می کنى، رشوه مى دهى، پول و پارتى فراهم مى کنى واسطه مى تراشى! “در دینت هم همین کارها را می کنى”،…

(1)(0)

نظرات کاربران (0)

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.

نظری ارسال نشده است.

خبرنامه وطن پی دی اف

با وارد کردن آدرس ایمیل تان در کادر زیر و تایید آن از طریق ایمیل آخرین کتابها را در ایمیل تان تحویل بگیرید :

تمامی حقوق این سایت متعلق به وطن پی دی اف می باشد.