::: سـخـن روز : شجاعت یعنی : بترس ، بلرز ، ولی یک قدم بردار . .

موضوعات

تبلیغات

دانلود کتاب آغاز بی علت جهان

نام نویسنده : کوئنتین اسمیت
مترجم : امیر غلامی
زبان : پارسی
تعداد صفحه : 27
قالب : PDF
حجم : 455 KB
دانلود کتاب آغاز بی علت جهان
:::: توضیحات :
1 Star2 Stars3 Stars4 Stars5 Stars 71 امتیاز
Loading...

امروزه شواهد کافی برای توجیه اینکه جهان بدون علتی آغاز شده وجود دارد . این شواهد شامل نظریه های تکینگی (Singularity) هاوکینگ – پنروز ، که مبتنی بر نظریۀ نسبیت عام انشتین هستند ، و نیز مدل های کوانتمی کیهان شناختی از آغاز جهان است که اخیرا ارایه شده اند . این نظریه های تکینگی به تبیینی از آغاز جهان منجر می شوند که مستلزم انگارۀ تکینگی بیگ بنگ ، و مدل های کوانتومی کیهان شناختی است که آغاز جهان را به سان خلایی نوسان کننده می نمایانند . معلوم شده که نظریه هایی که جهان را بی نهایت قدیم یا معلول می شمارند با این نظریه ها و دیگر نظریه های کیهان شناختی فعلی در تضاد اند یا دست کم قابل حمایت نیستند . مقصود من از این مقاله محاجه به نفع این مطلب است که در حال حاضر به قدر کافی شواهد وجود دارد که بتوان نتیجه گرفت جهان بیش از ده میلیارد سال پیش ، و بدون علتی به وجود آمده است . به همین خاطر معتقد ام موضع بسیاری از فیلسوفان معاصر در این مورد ناموجه است ، زیرا باورهای آنها نوعا در یکی از سه مقالۀ دوبدو مانع زیر می گنجد . ۱ – شاید جهان بی نهایت قدیم باشد ۲ – جهان آغازی دارد و خدا علت این آغاز است ۳ – به اندازۀ کافی شواهد در دست نداریم تا بتوانیم در مورد اینکه جهان آغازی داشته یا ازلی بوده تصمیم گیری کنیم .

(1)(0)

نظرات کاربران (2)

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.

نویسنده دیدگاه:مسعود, آذر ۲, ۱۳۹۳ ۵:۴۷ ب.ظ

آنچه می شود از دعوای هاوکینگ و موافقان و مخالفانش فهمید فقط یک چیز است:
هر کس تعریفی که از خدا در ذهنش دارد را مبنای قضاوت درباره او قرار می دهد.

وقتی هاوکینگ می گوید خدا وجود ندارد، دارد آن خدایی را رد می کند که در
ذهن خودش مجسم کرده و جای داده است. البته چنین خدایی وجود ندارد.
هاوکینگ تعریف خدا را نتیجه جهالت آدمی می داند و فکر می کند با بیشتر
شدن اطلاعات انسان در مورد روابط ریاضی و فیزیکی حاکم بر دنیا دیگر نیازی
به خدا نیست!
اما دو اشکال بزرگ به حرف او وارد است:
اولا : علم خودش هر چه بیشتر پیش می رود با مجهولات بسیار بیشتری مواجه
می شود. اکنون سوالات پیش روی بشر بسیار بیشتر از سوالاتی است که بشر
هزارسال و حتی صد سال قبل داشت. همین علم هر روز به روز شده و اطلاعاتی
که قبلا علم می دانست را مردود می داند و از آقای هاوکینگ باید پرسید از
کجا مطمئن است که روزی به تمام این مجهولات پاسخ داده خواهد شد؟

ثانیا: اصلا فرض می کنیم علم به همه مجهولات بشر پاسخ داده است و همه
آنچه در جهان می گذرد را با فرمولهای ریاضی توضیح داده است. اما این تنها
بدان معنی است که بشر روابط حاکم بر دنیا را کشف کرده است. اما آیا باز
هم پاسخی وجود دارد که این روابط چرا وجود دارند؟ مثلا فرضا ما فهمیدیم
زمین دارای نیروی جاذبه است و آن را دقیقا فرمول بندی کردیم. حالا یک نفر
می پرسد چرا زمین جادبه دارد؟ در اینجا آقای هاوکینگ و همکارانش تلاش می
کنند فرمولهایی ارائه کنند که نشان دهند چطور ذرات تکیل دهنده ماده با هم
ارتباط دارند که این ارتباط نیروی گرانشی را ایجاد کرده است! اما این
پاسخ سوال نیست! چرا که سوال این بود که اساسا چرا این روابط وجود دارند؟
چرا وجود موجود است؟
آیا علم هرگز توانست این سوال را پاسخ دهد؟
هرگز. چون کار علم فقط کشف فرمول ها است . نه دلیل وجود داشتن آنها.
پس چنین علمی چگونه می تواند به خود اجازه دهد که وجود داشتن خالق این
روابط را نفی کند درحالی که تنها کاشف این روابط است؟

پس تا اینجا مشخص شد که ادعای هاوکینگ در خصوص اینکه علم می گوید خدا
وجود ندارد ، صرفا به این دلیل است که او خدایی را محصور در این روابط و
فرمول ها در ذهن خود مجسم کرده است! البته چنین خدایی وجود خارجی ندارد.
آن خدایی که قرنها مردم تصور می کردند مرد ریشویی است که در آسمان زندگی
می کند و پسرش را به زمین می فرستد هم وجود ندارد. اساسا هر چیزی که بشود
او را در مجسم و یا تعریف کرد قطعا خدا نیست.

پس خود بخود کسانی که می پرسند اگر خدایی هست پس خدا را چه کسی بوجود
آورده است هم سوالشان اشتباه است. چون آنچه قابل بوحود آمدن باشد و این
روابط بر او حاکم باشد که دیگر خدا نیست!

ضمنا نکته دیگری در سخنان آقای هاوکینگ هست که جز غرور نمی شود نام دیگری
بر آن نهاد و آن اینکه او مدعی است معجزه با علم سازگار نیست!
در اینجا باید از ایشان پرسید مگر علم با همه مجهولات انسان سازگار شده
است؟ پانصد سال پیش سخن گفتن از اینکه روزی انسان پرواز می کند با علم
سازگار نبود!از کجا ایشان مطمئن است علمی که خودش در مورد فردای خودش
مطمئن نیست می تواند ملاک سازگاری یک پدیده باشد یا نه؟ همین الان هم اگر
واقعا علم همه حوادث و روابط جهان را توضیح می دهد برای چه به اکتشافات
و تحقیقات علمی ادامه دهیم؟ اعلام کی کنیم ای مردم دنیا بشر از همه چیز
سر در آورد و بدینوسیله دیگر به توسعه دانش نیازی نیست و از هم اکنون
حقوق آقای هاوکینگ و همکارنشان در تمام دانشگاههای دنیا قطع می کنیم!
بگذریم از اینکه دروغ نامیدن همه مواردی که مردم دنیا معجزه می
نامند،مانند بیماری که بی هیچ دلیل شناخته شده علمی شفا می یابد و یا همه
اینکه در زلزله ای خانه های گاهگلی در فاصله صد متری گسل حتی ترک هم بر
نمی دارد - اتفاقی که در زلزله سال ۹۲ بلوچستان در ایران رخ داد- یا
مرتاضی که جلوی چشم شما به از زمین بلند می شود، یا حوادث فراوانی در
زندگی روزمره که به یاد می آوریم قبلا در خواب وقوع آنها را دیده
ایم،و... نشانه این است آقای هاوکینگ اساسا چشم خود را بر بسیاری از
واقعیتهای جاری در دنیا بسته است. صرفا به دلیل اینکه این واقعیتها با
فرضیه دلخواه او برای رد وجود خدا سازگار نیست. البته شاید روزی علم این
پدیده ها را هم فرمولبندی کند، اما فرمولبندی کردن هیچ پدیده ای دلیل
وجود آن پدیده نیست. ما فقط فرمولها را کشف می کنیم.

آری. حقیقت این است که هر آنچه در عالم می گذرد معجزه است. از تبدیل یک
اسپرم به یک انسان یا حیوان و یا یک سوپرنووا در کهکشانی دور دست، همه
معجزه هستند. بشر فقط وجود آنها را کشف و گذارش می کند و سعی دارد روابط
حاکم بر این پدیده ها را فرمول بندی کند. اما مجددا هیچ دلیلی برای توضیح
آنکه اصلا چرا این روابط وجود دارند ندارد.
پس هر آنچه در دنیا می بینیم معجزه است منتهی به بعضی عادت کرده ایم و آن
را بی هیچ سوالی می پذیریم و بعضی را معجزه می نامیم چون برایمان تازگی
دارند.

هاوکینگ و همفکرانش می پرسند اگر خدا وجود دارد پس قبل از خلقت چه می
کرده است؟ باز هم جوابش این است که آن چیزی که قبل و بعد برایش معنی
داشته باشد و دارای زمان باشد هم خدا نیست! خدا خود دلیل وجود داشتن زمان
و مفهوم قبل و بعد است. اصلا چرا زمان وجود دارد؟

و در پایان
ای کسانی که خدا را قبول دارید.
یاد بگیرید که خدایی را تعریف نکنید که در ذهن بشر قابل گنجاندن باشد. که
چنین خدایی وجود ندارد. اگر آب دریا را در یک لیوان بریزید این لیوان
دیگر دریا نیست.
و ای کسانی که خدا را قبول ندارید! اول بیندیشید چه چیز را به عنوان خدا
تعریف کرده و سپس وجودش را رد کرده اید.

(۷)(۲)
پاسخ
نویسنده دیدگاه:Amin, آبان ۲۲, ۱۳۹۴ ۳:۲۶ ق.ظ

مشکل این نظریه پردازان این است که همانچه که درباره طرف دیگر میگویند و استدلال میکنند، همان علیه خودشان هم قابل استفاده است. مثلا به همان سه محوری که آخر اورده نگاه کنید، همه آنها درباره حرف خودشان (یعنی انکار خدا) هم صادق است.
اولا، نکته مهم این است که همانطور که "امکان انکار خدا" (البته فعلا به نظر اینها) وجود دارد، "امکان انکار هر حقیقت دیگر) هم وجود دارد.
ثانیا، شواهد هر قدر هم که به نفع یکی باشد، هرگز کافی نخواهد بود. بخصوص درباره کسی که بر اساس علم فقط، میخواهد خدا را انکار کند.
سوم این که، نمیدانم تا حالا شنیدید که "انکار خدا، امکان پذیر نیست". هیچ کسی از دانشمندان نتوانسته، خدا را به طور یقینی انکار کند. یعنی هیچ کس نتوانست ثابت کند "خدا وجود ندارد".
چهارم، اینها هرگز "جهان" را نمیتوانند تعریف کنند و به یقین بگویند که شامل چه حدودی است.
پنجم، این که خود شان از اصطلاح "به وجود آمدن جهان" استفاده میکنند. یعنی صراحتا به "عدم جهان" مقرّ هستند. اگر "جهان" مورد نظر اینها، همه آنچیزی است که وجود دارد یا میتواند وجود داشته باشد، "عدم" این " جهان" یعنی نیستی همه اینها. تازه سئوال برگشت به اول: چجوری به وجود آمد. هر چه بگویند، اثبات یک علت ایجاد برای جهان، قبل از این که جهان وجود داشته کرده اند. حالا اینرا تحلیل کنید؛ ببینم میتونید ذهن فلسفی خودتان را در کنار اسامی مشهور شده برخی از این نظریه پردازا، کوچک نگیرید و مستقل نظر بدید.

(۱)(۰)
پاسخ

خبرنامه وطن پی دی اف

با وارد کردن آدرس ایمیل تان در کادر زیر و تایید آن از طریق ایمیل آخرین کتابها را در ایمیل تان تحویل بگیرید :

تمامی حقوق این سایت متعلق به وطن پی دی اف می باشد.